تبليغاتX
حلقه نقد فیلم مهر - دنیایی تیره و تار


حلقه نقد فیلم مهر

کانون فرهنگی به سوی فردا

احتمالا برخی از آقایان به سوی فردایی به یادارند که فیلم "تازه کار میلیون دلاری" را یک سال پیش در منزل یکی از اعضای کانون پخش کرده و به نقد و بررسی آن پرداختیم.

 

ولی اخیرا به عنوان پیشوازی از مراسم اسکار سال 2008 تصمیم گرفتیم که یکی از آثار خوش ساخت و اسکار گرفته را که دیگر دوستان کانون ندیده اند به نقد و بررسی آن بپردازیم.

 

در سال 2000 به بعد شاخص ترین فیلمها را می توان فیلمهای "تصادف" ،"تازه کار میلیون دلاری " و با کمی ارفاق فیلم "جایی برای پیرمردها نیست"  البته در قالب اسکار بهترین فیلم و بهترین کارگردانی دانست .

 

می توان محوریت فیلم تازه کار میلیون دلاری را بحث تنهایی انسان ها دانست . در فیلم 3 شخصیت کلیدی و بارز وجود دارند ، اولین شخصیت هیلاری سوانک به ایفای نقش آن می پردازد دختری 31 ساله است که در زندگی خود چیز با ارزشی برای از دست دادن ندارد ، دختری که پدرش در سنین کودکی می میرد ، مادری که هیچ گاه توجه کافی به او ندارد و رابطه بسیار سردی میان او با خواهر و برادرش وجود دارد.

 

در سنین جوانی از خانواده خویش قطع ارتباط می کند و از شهر کوچک خود به شهری بزرگتر می آید ، در یک رستوران به عنوان پیشخدمت مشغول به کار می شود و دستمزد وی کفاف مخارجش را نمی دهد تا حدی که مجبور است از پس مانده غذای دیگران برای سیر کردن شکمش استفاده نمایید . او همیشه در پی این است تا خویش را به جامعه پیرامونش ثابت کند تا دیگر خانواده اش و به ویژه مادرش او را تحقیر نکنند .

 

تنها یار تنهایی های او ورزش است و از میان ورزش ها ورزش بوکس حرفه ای را انتخاب می کند تا شاید هر ضربه ای از مشت هایش محرمی باشد بر روح زخم خورده اش .

 

دومین شخصیت در این فیلم مربی بوکس این دختر جوان می باشد که کلینت ایستوود به ایفای این نقش می پردازد. مردی که زندگی خود را وقف ورزش بوکس کرده است ، همسرش مرده است و تنها دخترش کیلومترها دورتر از او زندگی می کند ، ماهی چند نامه به دخترش می نویسد که همه پس فرستاده می شوند ، توانایی ایجاد ارتباطی صمیمانه با دیگران را به سختی دارد و همیشه درپی فرار از شکست های گذشته خویش است .

 

و در نهایت سومین شخصیت فیلم دستیار این مربی و سرایدار این باشگاه مشت زنی می باشد که به علت مصدومیت در یکی از مسابقات خود مجبور به کناره گیری از این ورزش شده است که مورگان فریمن به ایفای این نقش می پردازد و او راوی فیلم هم می باشد.

 

در فیلم از نماهای تیره و تار بسیار استفاده شده است که احتمالا منظور کارگردان برای استفاده از این شیوه تصویر برداری در کنار موارد ذکر شده در شخصیت های فیلمش نشان دادن فضای جامعه آمریکایی و زندگی سیستماتیک و بی روح در میان مردمان آن علی الخصوص قشر متوسط جامعه را دارد که این مطلب در پایان فیلم با خودکش آن دختر بوکسور ( به نوعی اتانازی ) بیشتر به مخاطب القاء می شود.

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 1387/12/15| ساعت 14:8| توسط امیر| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست