تبليغاتX
حلقه نقد فیلم مهر
 
حلقه نقد فیلم مهر
 
 
کانون فرهنگی به سوی فردا
 

کارگردان مجموعه تلویزیونی "مدار صفر درجه" در بخش دوم گفتگو با خبرگزاری مهر درباره هزینه‌های تولید، دیالوگ‌نویسی، انتخاب بازیگران خارجی مجموعه و تولید پروژه‌های فرامنطقه‌ای صحبت کرده است.

 

 

* گروه فرهنگ و هنر ـ خبرگزاری مهر: گفته می‌شد مجموعه تلویزیونی "مدار صفر درجه" بسیار پرهزینه بوده است؟

 

 

ـ حسن فتحی، کارگردان "مدار صفر درجه": واقعیت امر این است یک جفایی در حق این مجموعه از سوی برخی نشریات خارجی و داخلی شد و از "مدار صفر درجه" به عنوان پرهزینه‌ترین مجموعه تلویزیون یاد کردند. این مطلب مطلقاً صحت ندارد. این مجموعه در شرایطی ساخته شد که مجموعه‌هایی با هزینه‌های بسیار بیشتر و حتی تا پنج شش برابر هزینه "مدار صفر درجه" ساخته می‌شد و هنوز تصویربرداری آنها به پایان نرسیده است. می‌توانید این مسئله را تحقیق کنید.

 

اگر مطبوعات خارجی نوشته بودند مجموعه "مدار صفر درجه" با هزینه بالا ساخته شده، شاید به خاطر خوش ساخت بودن قسمت‌های اروپایی این کار بوده است، چرا که در فرهنگ غربی مبنای هر اتفاق خوبی را بر حسب معیارهای مادی می‌سنجند و فکر می کنند پول خیلی خوبی داده شد که مجموعه هم خیلی خوب ساخته شده است.

 

اگر قسمت‌های خارجی "مدار صفر درجه" خیلی خوب از کار درآمده و حتی برخی در حد استاندارهای هالیوود دیدند، به خاطر این بود که من و گروهم روزی 17 ساعت کار می‌کردیم. بودجه بالا نبود، بلکه به خاطر عشق و انگیزه بالای گروه سازنده بود. در دو ماه و نیم در اروپا روزی 16 تا 17 ساعت کار می‌کردیم، تا جایی که خودم و چند نفر از عوامل از فرط خستگی سر از بیمارستان درآوردیم.

 

 در مجموعه تلویزیونی "مدار صفر درجه" بهترین‌ها همچون مرتضی پورصمدی، ایرج رامین‌فر، فردین خلعتبری، حسن بشکوفه، عبدالله اسکندری، بهرام زند و ... جمع شدند. چنین ترکیبی کنار هم قرار گرفتند، به اضافه بازیگران خوب ایرانی و بین‌المللی که همه با عشق و علاقه کار کردند و کار شکل بین المللی گرفت. وقتی از بازیگران خارجی بهره بردم، احساس می‌کردم باید کاری در حد بین المللی بسازم. این مجموعه با بودجه کلان ساخته نشد و ما با سختی‌های زیادی در کار رو به رو بودیم.

 

* چرا بخش‌های خارجی مثل اشغال فرانسه، بخش‌های دانشگاه و ... را در روند قصه قرار ندادید تا مخاطب در فلاش‌بک‌ها شاهد بخش‌های خارجی باشد و هشت قسمت ابتدای مجموعه را کاملا اختصاص به بخش خارج از کشور دادید؟

 

 

ـ قصه اجازه چنین کاری نمی‌داد. در نوشتن فیلمنامه "مدار صفر درجه" سعی کردم به سبک روایت هزار و یکشب نزدیک شوم. فکر کردم از داستان‌نویسی مبتنی بر تکنیک شرقی که اوجش هزار و یکشب است، چه استفاده‌هایی می‌توانم کنم. به همین دلیل در بخش‌هایی از داستانگویی از شیوه ارسطویی فاصله گرفتم و یک جاهایی به شیوه هزار و یکشب نزدیک شدم. یعنی اتفاقاتی در تهران می‌افتد. تماشاگر فکر می‌کند این اتفاق‌ها با شخصیت‌ها در تهران ادامه پیدا کند، ولی آنها را در تعلیق گذاشتم و بعد با یکی از شخصیت‌ها به اروپا رفتم و هشت قسمت در اروپا ماندم و دوباره با آن شخصیت به ایران برگشتم.

 

مثل هزار و یکشب. شهرزاد قصه‌گو برای اینکه مرگ خود را به تاخیر بیندازد، هر شب یک قصه‌ای را برای پادشاه تعریف می‌کند. در هر یک از قصه‌ها لحظاتی قصر شاه را می‌بینیم. بعد شهرزاد و ارتباط اش را با شاه شاهد هستیم و بعد وارد قصه دیگری می‌شویم.

 

* فکر نمی‌کردید استفاده از شیوه روایت هزار و یکشب منجر به گریز مخاطب شود؟

 

ـ تا آنجا که ارتباط با مخاطب عادی و عام تلویزیون گسسته نشود، سعی کردم به شیوه داستانگویی روایت هزار و یکشب نزدیک شوم. شهرزاد قصه گو در "مدار صفر درجه" حبیب پارساست. با او پاریس رفتم و مدتی آنجا بودم و بعد برای اینکه تماشاگر به یاد مسائل تهران بیفتد، سعیده و احتشام را از تهران به پاریس آوردم تا تهران برای مخاطب یادآوری شود و یاد سرگرد فتاحی و تقی بیفتد. باز دوباره قصه را در پاریس ادامه دادم تا جایی که پاریس اشغال و حبیب دستگیر شد و به ایران آمد. در ایران در کنار دنبال کردن قصه حبیب پارسا، قصه‌های معوق مانده از جمله پرونده خاخام یهودی، داستان سرگرد فتاحی و ... را شروع کردم.

 

* برخی از دیالوگ‌های مجموعه ایراد گرفتند که با فضای 50 سال پیش همخوانی ندارد. انتخاب این نوع گویش آگاهانه بود؟

 

 

ـ این ایراد زمانی وارد است که نویسنده کسی باشد که تاکنون هیچ سریالی درباره آن دوره‌ها ننوشته و تجربه دیالوگ‌نویسی نداشته باشد. افرادی که دستپاچه این ایرادها را گرفتند، یادشان رفته که نویسنده "مدار صفر درجه"، مجموعه "پهلوانان نمی‌میرند" را نوشته که مربوط به اواسط دوره قاجار بود، سریال "ملاصدرا را نوشته که مربوط به قرن یازدهم مقارن با حکومت شاه عباس است یا مجموعه "شب دهم" مربوط به دوره پهلوی اول بود.

 

دیالوگ‌های "مدار صفر درجه" را چنین کسی با چنین تجربه‌ای نوشته است. بنابراین در اظهار نظر یادشان باشد که درباره یک دانشجویی که تازه قلم به دست گرفته مطلب نمی‌نویسند. نمی‌دانم چرا حرمت‌ها را رعایت نمی‌کنیم؟ دیالوگ‌های مجموعه حاصل تحقیقات من است. برخی به من ایراد گرفتند که چرا دیالوگ‌های "شب دهم" منسجم بود، ولی دیالوگ‌های "مدار صفر درجه" انسجام نداشت. این گویش آگاهانه بود.

 

در "شب دهم" شخصیت‌های من اقشار جنوب شهری و همه آدم‌های سنتی و یکپارچه بودند، اما قهرمانان "مدار صفر درجه" قشر تحصیلکرده، کتابخوان و فرهنگی هستند که مقارن با وزش بادهای تجدد و مدرنیته در ایران در یک وضعیت متناقض و چندپاره قرار گرفتند. تعارض سنت و تجدد جزو ویژگی‌های آن دوره است. به همین دلیل قهرمانان قصه حرکات، نوع حرف زدن، لباس پوشیدن و ... یکدست نیست.

 

برخی جاها دیالوگ‌ها دودست است، اما این کار را آگاهانه انجام دادم، به همین دلیل شخصیت‌ها در برخی مواقع خیلی سنتی و محاوره‌ای صحبت می‌کردند و برخی مواقع ادبی. مثلاً سعیده قبل از اشغال محاوره‌ای حرف می‌زند، چون زن آن دوره اینطور بوده، اما در ضیافت‌ها از کلمات ادبی استفاده می‌کند، حتی نوع حرف زدن او وقتی که زن سردار احتشام است، با زمانی که طلاق می‌گیرد و بیشتر با تقی او را می‌بینیم، تفاوت دارد.

 

دوستانی که این ایراد را گرفتند، مشکل شان این است این مجموعه را از اول تا آخر ندیدند. بعضی قسمت‌ها را دیدند و قضاوت کردند. این قضاوت درست نیست. کسانی می‌توانند منصفانه قضاوت کنند که تمام قسمت‌های "مدار صفر درجه" را دیده باشند. نه اینکه پراکنده باشد. آخرین نظرسنجی تلویزیون از مردم درباره مجموعه "مدار صفر درجه" نشان می‌دهد 5/95 درصد مردم رضایت داشتند. این برای من مهم است، حتی برخی منتقدان مبنای قضاوت‌شان محفلی بوده. یعنی در محفل‌هایی نشستند و درباره این مجموعه قضاوت شده و بعد آنها هم نقدی نوشتند. این کارها تنها نقد را بی‌حیثیت می‌کند.

 

* برخی ایراد گرفتند که شیراز هرگز خط آهن نداشته، ولی در سکانسی نشان داده می‌شود که وقتی مادر سارا حالش به هم می‌خورد از قطار پیاده می‌شوند و به شیراز می‌روند؟

 

ـ بله، آن زمان در شیراز ریل نبود، ولی مادر سارا در مسیر جنوب حالش خراب می‌شود و در یکی از ایستگاههای بین راه پیاده می‌شود و با ماشین به شیراز می‌روند. من تحقیق کردم که قطار وقتی از تهران راه می‌افتد و به سمت جنوب می‌رود از چه ایستگاههایی رد می‌شود. موشه منوهین، دوست پدر پارسا در سکانس زیرزمین همه چیز را به حبیب می‌گوید که در میان راه مادر سارا حالش بد می‌شود و آنها به شیراز می‌روند. فکر می‌کنم منتقدان این سکانس را ندیدند یا توجه نکردند.

 

* درباره انتخاب سرگرد فتاحی توضیح بدهید که چرا او را انتخاب کردید؟

 

 

ـ من این نقش را خیلی دوست داشتم. سرگرد فتاحی یکی از شخصیت های محبوبی است که در کل قصه‌هایم نوشته‌ام. بنابراین فکر کردم بازیگر ایرانی که بخواهد این نقش را بازی کند خیلی خوش شانس است؛ چون نقش خوبی است. با سه چهار بازیگر ایرانی که برخی با من کار کرده بودند و برخی نه، تماس گرفتم. البته نام آنها را نمی‌برم. آنها برایم ادا و اطوار درآورند و خودشان را لوس کردند.

 

احساس کردم حیف این نقش که آنها ارزش آن را نمی‌دانند که چه نقش خوبی است. این مسئله خیلی به من برخورد و در یک اقدام جنون آمیز تصمیم گرفتم یک بازیگر خوب خارجی را برای این نقش انتخاب کنم. قبلاً فیلم عاشقانه "رویاهایت را به خاطر بسپار" را در لبنان برای شبکه برون مرزی ساخته بودم. در این فیلم پیر داغر و فوادی ابراهیم بازی کرده بودند. تصویر داغر در ذهنم بود.

 

وقتی قصه را برای داغر تعریف کردم، گفت اگر این نقش را به من ندهی تو را نفرین می‌کنم، حتی اگر تهیه‌کننده یک دلار هم به من ندهد، باز هم حاضرم این نقش را بازی کنم و بسیار اظهار علاقه برای این نقش کرد. او سوپراستار جهان عرب است و یک بازیگر معمولی نیست و در جهان عرب شخصیت مشهوری دارد.

 

وقتی دیدم یک سوپراستار عرب خوب نقش را فهمیده و برای بازی سر و دست می‌شکند، ولی بازیگران ایرانی ادا و اطوار درمی‌آورند، تصمیم گرفتم از او برای نقش سرگرد فتاحی استفاده کنم. البته قبل از بازی با او خیلی صحبت کردم که با آوردنش یکی از بزرگترین ریسک‌های زندگی هنری‌ام را کرده‌ام. به او گفتم باید آن قدر خوب بازی کند که جای هیچ حرفی نگذارد.

 

* چقدر با او تمرین کردید تا حرکات و رفتارش همچون یک مرد ایرانی شود؟

 

ـ حدود یک ماه روی حرکات دست، صورت و ... او کار کردم تا نزدیک به یک مرد ایرانی شود، حتی فیلم‌های مناسبی در اختیارش گذاشتم تا بیشتر نزدیک شود. وقتی قسمت چهارم این مجموعه پخش شد، یکی از تهیه‌کنندگان بنام سینما به من زنگ زد و گفت که این بازیگر ایرانی را از کجا آورده‌ام تا او هم برای پروژه بعدی‌اش از او استفاده کند.

 

بسیاری از صاحبنظران تا مدت‌ها فکر می‌کردند او ایرانی است و من از این تجربه خیلی خوشحالم. البته چرا نباید ما از یک بازیگر خارجی استفاده کنیم؟ مگر در هالیوود این کار را نمی‌کنند؟ در بسیاری از فیلم‌های هالیوودی بازیگرانی با ملیت اروپایی می‌بینیم که نقش یک شخصیت آمریکایی را بازی می‌کنند.

 

* شنیده بودیم برای نقش زینت‌الملوک ابتدا قصد داشتید از یک بازیگر عرب استفاده کنید، چرا این اتفاق نیفتاد؟

 

ـ نامزد اول برای نقش زینت الملوک مهتاب کرامتی بود، اما او قصد سفر به آمریکا را داشت. وقتی من به بیروت رفتم تا با پیر داغر و فوادی ابراهیم برای ایفای نقش‌های سرگرد و تئودور صحبت کنم، آنجا با خانمی به نام مایا نصری آشنا شدم که بسیار شخصیت محبوب و مشهوری در جهان عرب و لبنان است. شخصیت او خیلی شبیه ایرانی‌ها بود.

 

فکر کردم او برای ایفای نقش زینت الملوک بهتر از مهتاب کرامتی است. با او در این باره صحبت کردم و او خیلی خوشحال شد، حتی تصمیم گرفت برخی قراردادهایش را فسخ کند، اما مشکلی که ما داشتیم این بود که او قراردادی با یک کمپانی مصری داشت که عقب و جلو می‌شد. زمانی که سکانس‌های فیلمبرداری زینت الملوک شروع شد، با وجود تلاش‌هایی که او و پدرش انجام دادند تا کمپانی مصری را متقاعد کنند در این تایم کاری به ایران بیاید، موافقت نکردند.

 

این کمپانی مصری او را تهدید کرد که اگر برای بازی برود او را بایکوت خواهند کرد و نمی‌گذارند در هیچ پروژه‌ای حضور داشته باشد. این مسئله یکی از تاسف‌های بزرگ زندگی هنری من است که نتوانستم از مایا نصری استفاده کنم. بعد از اینکه مهتاب کرامتی هم نشد، به این نتیجه رسیدم که لعیا زنگنه برای ایفای این نقش مناسب است.

 

 * برای نقش سارا با مشکلاتی رو به رو نشدید؟

 

ـ برای نقش سارا از ابتدا تصمیم داشتم از یک بازیگر فرانسوی استفاده کنم. البته وقتی خبردار شدم که عوامل "کلاه پهلوی" با او صحبت‌هایی کرده‌اند، به دوستان گفتم اگر او بازی در این مجموعه را قطعی کرده ما دور او را خط بکشیم و دیگری را جایگزین کنیم. اما خودش این اطمینان را به ما داد که شش ماه پیش صحبت‌های مقدماتی را انجام داده، اما نه تنها از زمان صحبتی که کرده بودند گذشته و اتفاقی نیفتاده، بلکه بنا به دلایل شخصی از بازی در این پروژه صرف نظر کرده است.

 

برای نقش سارا مطلقاً تاکید داشتم که باید از یک بازیگر غیرایرانی استفاده کنیم تا یک مقدار هم در مسائل شرعی هم دست ما باز باشد. از رویا تیموریان برای ایفای نقش یک زن فلسطینی استفاده کردم. بنابراین موردی ندارد که از بازیگران خارجی نیز استفاده کنیم.

 

به نظرم وقت آن رسیده که در آثار الف در تلویزیون و سینما فرامنطقه‌ای فکر کنیم. ایران، مصر، ترکیه و هند چهار تمدن بزرگ هستند که می‌توانند با هم پروژه‌های بین‌المللی را شروع کنند، حتی با این کار بازارهای جهانی خوبی برای مجموعه‌ها پیدا می‌شود. مسولان تلویزیون و سینما می‌توانند روی این پیشنهاد فکر و برنامه ریزی جدی کنند.

 

* در پایان نظرتان را درباره بازتاب سایت‌های خارجی بفرمایید که برخی "مدار صفر درجه" را در جهت نفع صهیونیسم و عده‌ای دیگر آن را علیه این رژیم اعلام کردند؟

 

ـ زمانی که مجموعه "مدار صفر درجه" مطرح شد، بحث‌هایی با محوریت هولوکاست مطرح نبود و یک تا دو سال است که این بحث خیلی مطرح شده است. من فیلمنامه این مجموعه را فارغ از این بحث‌ها نوشته بودم و اسناد نشان می‌داد که ایرانی‌ها در زمان جنگ جهانی دوم به یهودی‌ها کمک کرده بودند.

 

ما همیشه با ملت فلسطین اظهار همدردی می‌کنیم که مورد ظلم قرار گرفتند. بهتر است منتقدان تا کاری را کامل ندیده‌اند، قضاوت نکنند. مجموعه "مدار صفر درجه" به گفته برخی صاحبنظران به لحاظ زیباشناسی در حد استاندارهای هالیوود است. تمام عوامل برای تولید این مجموعه خیلی زحمت کشیدند.

 

 

منبع " خبرگزاری مهر "

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1387/01/06ساعت 20:12  توسط امیر  | 
 
  بالا