حلقه نقد فیلم مهر
کانون فرهنگی به سوی فردا
* يعني در چنين سريالهايي به هيچ عنوان نميشود موفق بود؟ معلم: براي اين کار بايد استاندارد و الگوي تلويزيوني رعايت شود. بسياري از اين تجاربي که در ايران به دست ميآيد، ممکن است تجارب خوبي در بخش ديگري از سينما باشند، اما هيچ ربطي به مديوم تلويزيون ندارند. الان اگر خود تلويزيون در ده سال گذشته سريالهاي موفقش را بررسي کند، مطمئناً وقتي ميبيند مثلاً پارسال سريال «نرگس» که آقاي بهبهاني نوشته موفق بوده، بايد بفهمد چه دلايلي براي موفقيت داشته. «نرگس» بيشترين استفاده را از مديوم تلويزيون کرد که سريال پرخرجي هم نبود. خرج لزوماً در تلويزيون ديده نميشود. خرج در درام ديده ميشود، يعني درام بايد مستغني باشد تا بتواند مورد توجه قرار بگيرد. يا مثلاً سريالهايي که در ماه رمضان پخش ميشد، درام کوچک تلويزيوني بودند که موفقيت خود را نشان دادند؛ يک نوع درام تلويزيوني ساده بدون پيچيدگي که شخصيتها در آن به طور کامل معرفي ميشدند و بازيگرها خيلي زود با مردم رابطه برقرار ميکردند، يعني خصايص سريال تلويزيوني موفق که در تمام سريالهاي تلويزيوني خلاصه ميشود، اصلاً ربطي به ژانر ندارد، اما بعضاً آن را به عنوان ژانر در نظر ميگيرند و ميگويند مثلاً الان در ايران ملودرامهاي خانوادگي ميگيرد در حالي که اصلاً اين طوري نيست. يعني ثابت شده که اگر شما کمدي رمانتيک کار کنيد، ميگيرد يا حتي اگر يک اثر تلخ اجتماعي داشته باشيد که پايان سهمگيني هم دارد، مثل فيلم «شوکران» و «زير پوست شهر» که هر دو تلخترين فيلمهاي تاريخ سينما نام برده شدند، موفقيت داشتند. اگر با همه ژانرها درست برخورد شود و قواعد ژانر رعايت شود و نظامنامه کمي متنوعتري از دوره گذشته با درجهاي نوآوري داشته باشيم، موفق است. ما رو دست کم نگير ميلاني: به نظر من اين بحث را بايد اين طوري مطرح کرد که هر سريالي که مخاطبش را جدي بگيرد، به او احترام بگذارد و شعورش را دست کم نگيرد، اين سريال موفق است. مردم حتي اگر دانشش را هم نداشته باشند، حسشان کاملاً کار ميکند. معلم: بگذاريد من يک مثال ساده بزنم. مثلاً در مورد سريالي مثل «ميوه ممنوعه» از آدمهاي خيابان تا بعضي از منتقدان و منتقدنماها همه به اين نتيجه رسيدند که........... منبع: خبرگزاری هنر آيا موفقيت يانگوم مولود نگاهي ژورناليستي است؟ آيا توجه مطبوعات، وبلاگها و... عامل محبوبيت يانگوم شده؟ يا سيماي جذاب دختري معصوم دستمايه خوبي براي دستکاري احساسات و جلب توجه عموم بوده؟ * چرا اقبال به سريالهاي داخلي کمتر است اما سريالي مثل سريال «جواهري در قصر» که شايد حتي کمتر با فرهنگ ما همخواني داشته باشد، اينچنين مورد توجه و اقبال عمومي قرار ميگيرد؟ منبع: خبرگزاری هنر
::ادامه مطلب::
اگر فيلم «سيصد»، چنان موجي سهمگين ناگهان بر پيکره تاريخ سرزمين ما فرود آمد، يانگوم را بايد به مثابه بالا آمدن آب دريا به آرامي، طي مدت زماني طولاني دانست که کمکم در حال نفوذ به تاريخ سرزمين ماست. اگر تا ديروز کسي اسم يوسان و جي جو را نشنيده بود، امروز به مدد نمايش اين سريال، کشورهايي که آن را به نمايش گذاشتهاند، اين سرزمين را به مردم خود شناساندهاند. تماشاچيان يانگوم امروز به خوبي ميدانند که نام نخستين پزشک زن تاريخ يوسان چه بوده و سرنوشت زندگياش چگونه رقم خورده است.
اقبال مردم به سريالهاي خارجي، پديده جديدي نيست. پيش از اينها هم اوشين، هانيکو، پوآرو، شرلوک هلمز، آن شرلي، سارا استنلي و خيليهاي ديگر جاي خود را در دل و ذهن مخاطب ايراني باز کرده بودند اما به نظر ميرسيد موفقيت يانگوم کمتر نصيب آنها شده بود. شايد تعدد رسانههاي امروزي، انتشار مجلات مختلف، بهروز کردن سايتها و وبلاگها، عاملي بر محبوبيت بيش از اندازه اين پديده باشد. شايد هم به مدد کمتوجهي به ساخت سريالهاي قوي داخلي، يانگوم امروز توانسته در صدر سريالهاي پرمخاطب تلويزيون بنشيند.
يک کارگردان، يک تهيهکننده و منتقد و يک فيلمنامهنويس که هر سه از تماشاچيان سريال «جواهري در قصر» بودهاند، به بررسي چرايي توجه مردم به اين پديده پرداختهاند.
تهمينه ميلاني، کارگردان فيلمهايي مانند «واکنش پنجم»، «نيمه پنهان»، «آتش بس»، «افسانه آه» و ...، علي معلم، تهيهکننده، منتقد سينما و سردبير مجله «دنياي تصوير» در کنار مسعود بهبهانينيا فيلمنامهنويس سريالهايي مانند سريال «نرگس»، «خانه پدري»، «خاک سرخ» و ... در اين ميزگرد حضور داشتند.
ميلاني، مدافع سرسخت يانگوم، خود از بينندگان اين سريال است و معلم با اشاره به وجود حسادتهاي زنانه در اين سريال، نشان ميدهد که سريال را ديده است. بهبهانينيا هم يانگوم را از صادرات فرهنگي کشورهاي جنوب شرق آسيا ميداند و شخصيت صاف و ساده او را علت همذاتپنداري تماشاچي با او عنوان ميکند.
علي معلم: دليل اين توجه و اقبال به نوع کار و تاريخيبودن آن برنميگردد، بلکه سريالسازي و روشکاري که بايد روي يک سريال تلويزيوني انجام شود، در اين مورد بايد بررسي شود و اين مسئله ربطي به ژانر سريال ندارد و سريال «جواهري در قصر» هم به اين خاطر عامهپسند نيست که راجع به تاريخ کره است، بلکه به اين خاطر است که در رابطه با چيزهاي ملموس است و اتفاقات روشني که با مردم نسبتهاي نزديک برقرار ميکند. اگر دقت کنيد عناصر جذاب اين سريال، يکي عنصر آشپزخانه است؛ مردم حتي اگر مرد ...
::ادامه مطلب::
| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |








