حلقه نقد فیلم مهر
کانون فرهنگی به سوی فردا
گذری بر فیلم"ماه تلخ" : ماه تلخ ؛ ماه همیشه نمادی از زیبایی است ولی مطمئنا در پس هر زیبایی ، زشتی هم وجود دارد ، این فیلم زشتی و تلخی که در پس یک رابطه جنسی وجود دارد را به بهترین شکل ممکن به تصویر می کشد ولی ضعف عمده فیلم عدم ارائه راه حلی مناسب در جهت برطرف نمودن این تلخی در زندگی زناشویی می باشد. در واقع رومن پولانسکی شاید به علت وجود خاطرات تلخی در گذشته اش این چنین سیاه به انتهای یک رابطه عاشقانه و جنسی می نگرد و شاید هم دلیل دیگری در کار باشد ، فیلم "ماه تلخ" رومن پولانسکی در نظر اول خود را اثری آموزنده می نمایاند ولی برداشت های شخصی ذهن کارگردان به ویژه در نیمه دوم فیلم ، این اثر از یک فیلم کارشناسانه به یک فیلم سادیستی تنزل پیدا می کند. رومن پولانسکی در "ماه تلخ" به روزمره گی حاصل از روابط جنسی اشاره دارد و تنها نسخه ای که برای این درد می پیچد ،جدایست . شکی نیست که در روابط زناشویی این روزمره گی و یکنواختی وجود دارد ولی نکته مهمی که رومن پولانسکی در نگارش فیلمنامه خود بدان دقت نداشته است ، این است که تداوم یک رابطه زناشویی موفق تنها در گِرو داشتن روابط جنسی نمی باشد ، بلکه انسانها باید در یک رابطه عاشقانه به موضوعاتی فرای این روابط باندیشند، البته منظور این نیست که روابط جنسی وجود نداشته باشد بلکه انسان چه مرد وچه زن برای ایجاد یک رابطه دائمی با یکدیگر می بایست دارای نقاط مشترکی بوده و به یکدیگر تنها به چشم ابزاری در جهت ارضای غرایز فروخوفته خویش ننگرند و در راستای نیل به این نقاط مشترک با نفس خویش مبارزه کنند. نویسنده: رضا نقد فيلم: ماه تلخ (Bitter Moon) «رومن پولانسكي» چندين بحران و فاجعه را در زندگي شخصي خويش تجربه كرده است. قتل مادرش در اردوگاههاي مرگ نازيها و خاطراتي كه بعدها در فيلم پيانيست جلوي دوربين رفتند، مصله شدن همسر حاملهاش «شارون تيت» به دست طرفداران مانسن شيطانپرست و تجاوزش به دختري 13 ساله كه منجر به اخراجش از امريكا شد از جمله اين خاطرات تلخ هستند. اما پولانسكي همزمان با سپري كردن اين رويدادهاي تكان دهنده يك سينماگر هم بود. فيلمهايش به لحاظ بار رواني نميتوانند بي تاثير از چنين حوادثي باشند. گويي او خود را با ساختن فيلمهايي كه سرشار از تهوع، ساديسم و تراژدي است مجاب كرده است. به هر جهت او فيلمسازي قهار است و با نگاه به زندگياش نميتوان بر قدرت سينمايياش خرده گرفت. هرچند فرود و فرازهاي عجيبي در كارنامه سينمايي او وجود دارد و همه آثارش را نميتوان شاهكار تلقي كرد. او بعد از تريلوژي اكسپرسيونيستي آپارتمان (فيلمهاي بچه رزماري، مستاجر و تنفر) ماه تلخ را جلوي دوربين برد. يك فيلم سادومازوخيستي تكان دهنده و تفكر برانگيز. ماه تلخ داستان دهشتناك ارتباط نافرجام است. در اين داستان دو زوج حضور دارند، زوجهايي كه رسماً زن و شوهر هستند اما همه چيز بين آنها تمام شده است. مساله بحران اولين موردي است كه در يك اثر اكسپرسيونيستي به آن توجه ميشود. بحراني كه خاستگاه آن تمدن است. نمونه بارز نشست تمدن و اجتماع مدني و مدرن آپارتمان است. در تريلوژي آپارتمان كه در ماه تلخ نيز رگههايي از آن به چشم ميخورد همين آپارتمان به عنوان سنبل ظهور تمدن وجود دارد. اين سنبل آزاردهنده بستر انزوا، تنهايي و خودخوري است و همواره تنهايي به لحاظ روانشناسي زمينه ساديسم يا مازوخيسم كه بيماريهايي تخريب كننده هستند را فراهم ميكند. در چنين آثاري تخريب حرف اول را ميزند. تخريب از نوع پيش رونده و آرام. تخريب شخصيت، انسانيت و عشق. درباره رومن پولانسكي: پولانسكي در 18 اوت 1933 در پاريس متولد شد. پدرش روس و مادرش لهستاني-يهودي بود. وقتي سه ساله بود با خانوادهاش به لهستان رفتند و در كراكو (منطقه يهودينشين) اقامت كردند. بيشتر كودكي او در هراس و انزوا و در گتوهاي تحميلي نازيها گذشت و مادرش در اردوگاه اشويتز به استقبال مرگ رفت. رويدادهاي ترسناك دوره كودكياش بر او تاثير زيادي داشت و برخي از اين خاطرات بعدها در فيلم پيانيست نشان داده شدند. پولانسكي به طراحي، نقاشي، بازيگري و هنرهاي تجسمي علاقمند بود و در سال 1954 وارد مدرسه ايالتي لودز شد و 5 سال به آموزش سينما و عكاسي پرداخت. او در لودز چند فيلم كوتاه ساخت و براي ديگران نيز بازي كرد. مهمترين فيلم كوتاه او در اين دوره «دو مرد و يك گنجه» بود كه پولانسكي را بر سر زبانها انداخت و استعدادش كشف شد. او اولين فيلم بلندش را با نام «چاقو در آب» در سال 1962 ساخت. اين تنها فيلمي از او بود كه در لهستان فيلمبرداري شد. اين فيلم نامزد اسكار بهترين فيلم خارجي سال 1963 نيز شد. او بعد از اين به انگلستان رفت و فيلم «تنفر» را در سال 1965 كارگرداني كرد. اين فيلم بسيار روانشناسانه و اكسپرسيونيستي بود. او در سال 1968 با شارون تيت بازيگر ازدواج دومش را انجام داد. در سال 1968 پولانسكي به امريكا رفت و فيلم «بچه رزماري» دومين فيلم از تريلوژي آپارتمان را ساخت. اين فيلم نيز براي او اعتبار و شهرت بيشتري به ارمغان آورد. در سال 1969 شارون تيت حامله به طرز فجيعي در منزل تكهتكه شد. در زمان حادثه پولانسكي براي يك فيلم به انگلستان رفته بود. او در سال 1971 به اروپا رفت و فيلم «مكبث» را كارگرداني كرد. در سال 1973 فيلم «چي؟» را در ايتاليا جلوي دوربين برد. او فيلم سياه «مستاجر» را در سال 1976 در پاريس كارگرداني كرد. اين فيلم آخرين فيلم از تريلوژي آپارتمان بود. در 1974 دوباره به هاليوود برگشت و شاهكار نوآر خود يعني «محله چينيها» را با همكاري رابرت تاون نويسنده و جك نيكلسون بازيگر خلق كرد. در 1979 فيلم «تس» را ساخت كه برنده سه جايزه اسكار شد. در سال 1986 فيلم ضعيف «دزدان دريايي» را ساخت و در 1988 با فيلم «ديوانهوار» با بازي هرسون فورد و «ماه تلخ» در سال 1994 به اوج برگشت. در سال 2002 فيلم غيرمتعارف با كارنامهاش يعني «پيانيست» را ساخت كه كمتر رد پاي پولانسكي را در خود داشت و باعث آشتي منتقدين و جامعه امريكا با او شد. در سال 2004 نيز رمان كلاسيك اليور توئيست را به فيلم برگرداند. معروفترين فيلمي كه او به عنوان بازيگر در آن ظاهر شد «تشريفات ساده» در سال 1995 كار سوررئال جوزپه تورناتوره بود. (منبع مجله سينما و ادبيات شماره دهم) جلسه نقد فیلم این هفته به نمایش چند انیمیشن کوتاه از "برونو بوزتو" (Bruno Bozzetto)، کارگردان 71 ساله ایتالیایی اختصاص دارد. برونو بوزتو که در میلان ایتالیا به دنیا آمده ، اولین انیمیشن خود را در سن 20 سالگی ساخته است. او انیمیشن های کوتاه زیادی را خلق کرده که عمداتاً ماهیت طنز و سیاسی دارند. در سالهای اخیر بوزتو روی به ساختن انیمیشن های فِلش آورده است. بارزترین این کارها «اروپا و ایتالیا» میباشد. در جلسه نقد این هفته انیمیشن های زیر به نمایش در می آیند: - Adam (آدم)، محصول سال 2002 ، 3 دقیقه - Europe & Italy (اروپا و ایتالیا)، محصول سال 1999، 6 دقیقه، برنده جایزه هیئت داوران دومین جشنواره بین المللی انیمیشن تهران (2001) - Female & Male (خانم ها و آقایان)، محصول سال 2004، 6 دقیقه - Life (زندگی)، محصول سال 2003، 2 دقیقه - Yes & No (بله و خیر)، محصول سال 2000، 4 دقیقه زمان: چهارشنبه مورخ 18/6/88 ساعت 16 الی 17:30 مکان: شاهرود ، فلکه کارگر، فرهنگ سرای مهر ، طبقه دوم ، انجمن سینمای جوان شاهرود همچنین می توانید برای دیدن وب سایت شخصی برونو بوزتو به اینجا سر بزنید. معرفی مسئولین جدید حلقه نقد فیلم کانون فرهنگی به سوی فردا از این پس مسئولیت حلقه نقد فیلم به سوی فردا به طور مشترک بر عهده آقایان علی احمدیان و امیر نادری خواهد بود . این جلسات به طور مشترک و با همکاری انجمن سینمای جوان شاهرود واقع در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار می شود . جلسه این هفته: (نگاهی نو به سینمای مستند کوتاه) زمان: چهارشنبه مورخ 4/6/88 ساعت 16 الی 17 مکان: شاهرود ، فلکه کارگر، فرهنگ سرای مهر ، طبقه دوم ، انجمن سینمای جوان شاهرود نام فیلم: صندلی عقب ، با نگاهی به فیلم راننده تاکسی مارتین اسکورسیزی . کارگردان: رضا یعقوبی تهیه کننده: انجمن سینمای جوان شاهرود مدت فیلم: 10 دقیقه مدت نقد فیلم: 30 دقیقه وبلاگ رسمی کانون فرهنگی به سوی فردا افتتاح شد در این وبلاگ می توانید: 1- در جریان آخرین برنامه های هیئت مدیره و هیئت امنای به سوی فردا قرار بگیرید. 2- به صورت آنلاین در کانون فرهنگی به سوی فردا عضو شوید. 3- با هیئت مدیره تماس داشته باشید و نظرات و پیشنهادات خود را به ما منتقل نمایید . 4- در جریان آخرین اخبار فرهنگی و اجتماعی قرار داشته باشید. لطفا برای ورود به وبلاگ بر روی آدرس ذیل کلیک نمایید: http://www.bs-farda.blogfa.com/ پخش انیمیشن کوتاه La Maison de Petits Cubes برنده جایز اسکار سال 2009 برنامه این هفته کارگاه نقد فیلم کانون فرهنگی به سوی فردا می باشد. زمان: چهارشنبه 14 مرداد 1388 ، ساعت 17 مکان: شاهرود ، فلکه کارگر ، جنب فرمانداری ، اداره ارشاد اسلامی ، طبقه دوم ، انجمن سینمای جوان . مدت برنامه و نقد فیلم: 75 دقیقه (جهت دانلود این انیمیشن لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک کنید) Hable Con Ella (2002 – اسپانیا) کارگردان: پدرو آلمودووار تهیهکننده: آگوستین آلمودووار نویسنده: پدرو آلمودووار بازیگران: خاویر کامارا داریو گراندینتی لئونور واتلینگ جرالدین چاپلین مدت: ۱۱۲ دقیقه درباره فیلم: "با او حرف بزن" یا Talk to her فیلمی از آلمادوار کارگردان مشهور فیلمی همچون volver می باشد او همچنین برای فیلم "درباره مادرم" در سال 1999 برنده جایزه اسکار میشود. فیلم "با او حرف بزن" در سال ۲۰۰۳ موفق به کسب اسکار بهترین فیلمنامه شد. سینمای اروپا خصوصا کشورهایی مثل اسپانیا و ایتالیا روز بروز جوانتر و با روح تر می شود. نمونه اش همین فیلم سال ۲۰۰۲ کارگردان شهیر اسپانیایی پدرو آلمودوار به نام Hable Con Ella که ترجمه اش می شود: "با او حرف بزن"، یا "حرف بزن با او". اگر دوست دارید راجع به این فیلم بیشتر بخوانید ادامه مطلب برای شماست... فیلم برنده اسکار آلمودوار به نوعی رومئو و ژولیت معاصر اسپانیاست. فیلمی خالص در باره عشق. عشق تا پای مرگ. فیلم روایتی غیر خطی دارد و در این روایت جابجا، با دو مرد و دو زن آشنا می شویم. دو مرد که عاشقند. عاشق دو زنی که هر یک به علت حادثه ای به کما رفته اند و از لحاظ مغزی مرده اند. آن هم درست در زمانی که دو عاشق به اوج این رابطه عاشقانه رسیده اند. اما نحوه برخورد این دو مرد با فاجعه متفاوت است. یکی چهار سال از عمرش را به پای عشقش می سوزد و می سازد و دیگری به حکم عقل دل از معشوق می شوید. (لطفا برای دریافت نقد فیلم بر روی ادامه مطلب کلیک کنید) The Reader (2008-آمریکا) سبک فیلم:Drama, Romance, Adaptation سازنده:The Weinstein Company کارگردان:Stephen Daldry نویسنده:Bernhard Schlink بازیگران: در نقش ---------------------- بازیگر Kate Winslet Hanna Schmitz Ralph Fiennes Michael Berg Karoline Herfurth Marthe خواننده ( the Reader ) به کارگردانی Stephen Daldry و نویسندگی David Hare میباشد که بر اساس رمان Bernhard Schlink نوشته شده است . داستان فیلم حول محور تفاوت دو نسل آلمان قبل و بعد از جنگ جهانی دوم است .خواننده از آن دسته فیلم هایی بود که بسیاری را برای اکران منتظر گذاشته بود فیلمی جدی با نگاهی به گذشته ، جنگ جهانی دوم و مشکلاتی که خود آلمان بعد از جنگ با آن دست و پنجه نرم کرد . کتاب Bernhard Schlink رمانی زیبا و مستقل و یکپارچه است . داستان عشق دو نسل ( پسری نوجوان و بانوی جا افتاده ) .علاقه یک پسر نوجوان Michael Berg به یک خانم میانسال Hanna Schmitz که تاثیری ژرف در آینده پسر ایجاد میکند و لو تاریکی گذشته زندگی این زن که در آینده آشکار میشود . تا به حال شده است با کسی باشید ولی با علم به اینکه آخرین لحظاتی است که در کنار او هستید؟ چه حسی به شما دست می دهد ؟ دیگر ندیدن او با شما چه خواهد کرد؟ آیا می توانید او را فراموش کنید؟ سخت است از دست دادن کسانی که آنها را دوست داریم ولی سخت تر از آن این است که نتوانیم جلوی این امر را بگیریم؟ شاید هیچگاه نمی توان با تقدیر مبارزه کرد. فرصت دوباره ای نخواهد بود، انسانها مسافرانی هستند که عمر سفر آنها از قبل برای آنها تعین شده است . ای کاش می توانستیم طوری زندگی کنیم که قدر لحظات با هم بودن را بیشتر بدانیم. فیلم "اگه فقط...." بازه ای کوچکی از زمان است برای اندیشیدن به فرصت های از دست رفته ، فرصت هایی که اگر فقط..... ، انسان ها جور دیگری استفاده می کردند. عیب ما انسانها این است که اگه فقط از یکدیگر دور شویم قدر یکدیگر را خواهیم دانست ولی کاش این گونه نبود ، کاش قدر لحظه های با هم بودن را بیشتر می دانستیم . An American Crime نمی دانم از کجا بنویسم ، خیلی عصبانیم ، هیچوقت بعد از دیدن یک فیلم تا این حد داغ نکرده بودم و شاید تا یک مدتی فیلم نگاه نکنم . شما هم اگه این فیلم را ببینید از همه چیز متنفر خواهید شد. امشب بعد از مدتها قصد کردم که یک فیلم درام و با احساس ببینم ولی از شانس بد ما ......... تراژدی "یک جنایت آمریکایی" که بر پایه یک داستان واقعی در دهه 60 آمریکا در سال 2007 تولید شده است نمایی بسیار خشن از اوج مرتبه پستی انسانها را به نمایش می گذارد . اگر بنا بر بیان احساست بود فحش های فراوانی را نثار انسانهایی از این جنس می کردم.افرادی که نه تنها هیچ بویی از انسانیت نبرده اند بلکه دادن لقب حیوان به آنها توهینی بزرگ به حیوانات است. فیلم "یک جنایت آمریکایی" پستی ایجاد شده در یک انسان را هم از طرف جامعه بر شخص و هم از سوی شخص بر جامعه می داند . در واقع سعی دارد با یک نوع شخصیت پردازی نسبتا زیبا لایه های پنهان هر دو مولفه را برای بیننده بازگو نماید ، هرچند که فیلم بیشتر در چنگال شخصیت محور بودن خود گرفتار است تا اینکه جامعه محور باشد ولی در برخی از سکانس ها مانند آنجایی که دختر کوچک خانواده اعتراف می کند که تمامی بچه های همسایه برای شکنجه سیلویا به منزل آنها می آمدند ، دلالت بر همین امر دارد . در واقع در این سکانس تکان دهنده فیلم سعی دارد به مخاطب نشان دهد که جامعه هم همانند مادر خانواده به نوعی در پی سرکوب عقده های دیرینه خود می باشد و مقاومت زیادی در برابر این ناهنجاری ندارد و بسیار هم از این ناهنجاری استقبال می کند. در پایان جدا به شما توصیه می کنم که اگر روحیه دیدن اینچنین فیلم هایی را ندارید فقط به خواندن نقدهایی از این فیلم در سایت های دیگر اکتفا کنید.![]()

::ادامه مطلب::


::ادامه مطلب::

::ادامه مطلب::

::ادامه مطلب::


::ادامه مطلب::
| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |



